الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

277

الغدير ( فارسي )

خانوادهء كافرش سر زده است ، سرانجامش آتش گدازان خواهد بود و جايگاهش آتش ، ملعون ملعون زاده ، بد كار بد كار زاده ، منافق منافق زاده ، آزاد شدهء فرزند آزاد شده ، بت بت زاده ، سبكسر منافق ، سنگدل حق ناپذير ، كم عقل ، بزدل فرومايه ، كسى كه كور كورانه مىلولد ، و در ضلالت غوطه ور است ، و به تمايلات بدعت آميز و سرگشتگىهائى كه ديگران پيروى كرده‌اند سخت پايبند است . اهل قرآن نيست و نه خواستار حكمش ، به سرانجامى زيانبار روان است و به وادى كفر و حق ناشناسى ، نفس او به درون شرارت كشانده اش و به حق ناطلبى و سركشى رانده و به مهلكه‌هاى معنوى درآورده است و به راه‌هاى سنگلاخ ، مردم را كوبيده ، و حق را ديوانگى خوانده است . زشتكارى بىآبرو ، آدم بزرگوار چون با او نشيند اهانت يابد و بردبار چون با او معاشرت كند نابخرد شود ، پسر زن جگر خوار ، دروغساز خشن ، پيشواى گمراهگرى ، دشمن پيامبر ، پيوسته دشمن خدا و سنت و قرآن و مسلمانان بوده است ، قهرمان بدعت سازى و من در آوردى ، كسى كه از گناه ورزىهايش ، بر حذر بودند و براى اسلام ، خطرى تشكيل مىداد ، خيانتكار و پيمانشكنى بدكردار ، كسى كه به شيطان مىمانست كه از پيش روى انسان و پشت سر و چپ و راستش به او حمله و نفوذ مىنمايد ، كسى كه خدا برايش حسن سابقهء ديندارىيى پيش نياورده و نه سابقهء راستروى و راستگويى ، ستمكارى منحرف كه قرآن را پس پشت افكنده است . در كودكى شريرترين كودك بوده و در بزرگى تبهكارترين فرد ، پشت و پناه منافقان ، به اسلام نه به دلخواه ، بلكه به اكراه تن داده ، و از آن به اختيار و به دلخواه بدر گشته ، ايمانش ديرى نپائيده و نفاقش مزمن بوده است ، با خدا و پيامبرش در جنگ و ستيز بوده است ، قبيله اى مهاجم از قبائل مشرك و مهاجم بشمار آمده است ، دشمن خدا و پيامبرش و مؤمنان : از همه كس بهتانآورتر و از همه گمراه تر ، و نسبت به پيامبر ( ص ) از همه كس دور تر ، گمراهگرى ملعون و نفرين گشته . هيچيك از افتخارات اسلامى را احراز ننموده و هيچ عملى كه در اسلام ستوده